اسلامی ندوشن: ایران تنها کشور نفتی نیست

[ad_1]

«ایران تنها کشور نفتی نیست»؛ اگر لازم باشد به خارجی ها این موضوع یادآوری شود، عجیب نیست. عجیب است که ما خودمان فراموش کرده ایم که ایران تنها کشور نفتی نیست.»

به گزارش ایسنا، در این مطلب که قسمت اول آن در صفحه اینترنتی محمدعلی اسلامی ندوشن، فرهنگی، منتشر شده است، با هشتگ «#ایران_از_یاد_نمان_» می خوانیم: «ایران تنها کشور نفتی نیست».

(شرم بر پشم کثیف شما
اگر به این لطف و هنر به نام کرامت برویم)

چند سال پیش به مناسبت درگذشت صادق هدایت، آقای «لسکو رژه» در روزنامه پاریسی «لیتراری نیوز» مقاله ای با عنوان «ایران تنها کشور نفتی نیست» منتشر کرد. عجیب نیست که خارجی ها باید این را یادآوری کنند، عجیب است که ما خودمان فراموش کرده ایم که ایران تنها کشور نفتی نیست. آنچه امروز می اندیشیم، می گوییم و انجام می دهیم، نشان دهنده این فراموشی است. این نفی است که کشور ما زمانی تمدن و فرهنگ بوده و زبانی است که درخشان ترین آثار فکری بشری به آن خلق شده است. تمدن غرب ما را خیره کرده است و هیچ فضایی برای تأمل در مورد آنچه در آغوش می کشیم یا پشیمانی از آنچه از دست داده ایم باقی نمی گذارد. ما مانند آهویی هستیم که در یک بیابان تاریک در مقابل نورافکن قدرتمند ایستاده است.

هرازگاهی فریاد می زنیم که فلان ملت پیریم، اما کمتر باور می کنیم. ما اغلب آن را جز به شوخی یا ریا نمی گوییم. این به این دلیل است که ما هر روز به سبک زندگی نزدیک می شویم که تقلید بی پروا از سبک زندگی ملت های خام و جدید است. اما نمی توان از تکرار این واقعیت اجتناب کرد (هر چند که غباری مبتذل دارد) که ما ملتی پیر هستیم و حیف است که بخواهیم دین ملت های جوان و «بی تاریخ و شاد» زندگی کنیم.

ناگفته نماند که ما نباید به تاریخ خود افتخار کنیم و از پیشرفت بر اساس تمدن گذشته خود غافل شویم. شکی نیست که کشور ما باید تجدید شود. مجهز بودن به صنعت جدید و تطبیق روحی با نیازهای امروزی زندگی و بدون شک چنین خواهد بود.

اما نکته این است که سرمایه معنوی خود را در این بین از دست ندهیم. ما ملتی هستیم که چندین هزار سال است که دارای سرافرازی و ذلت بوده ایم، از تمدن های گوناگون بهره برده ایم و از تمدن خود دیگران بهره مند بوده ایم و در نتیجه آداب و اصول و فرهنگ را حفظ کرده ایم. ملتی که گرما و سردی را پشت سر گذاشته است و مانند همه ملل باستانی معایب و محاسن خود را دارد; او در معرض وسواس، شهوات، حسرت و حسرت است. وضعیت چنین ملتی مثلاً با ساکنان «موناکو» یا «لوکزامبورگ» متفاوت است. و اگر نام کشورمان در نقشه جغرافیا در ردیف چند نامی است که شاخص دارند، به همین دلیل است; این به خاطر تاریخ و تمدنش است، نه اتوبوس های دو طبقه که در خیابان های تهران پرسه می زنند یا میدان بهارستان زیر سلطه فواره های استکبار و چراغ های رنگارنگ است.»

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.