دوشنبه 11 ارديبهشت 1396

ترجمه

مطالب مفید در رابطه با ترجمه

علم ترجمه یا هنر ترجمه



ترجمه شناسی شاخه ای از علوم انسانی است که هدف آن مطالعه سازمان یافته ابعاد نظری و عملی ترجمه است. واژه جدید «ترجمه شناسی» که از سال ۱۹۷۲ بر سر زبانها افتاد، برای نخستین بار توسط برایان هریس کانادایی مطرح شد....

 

 

● علم یا هنر ترجمه؟

ترجمه شناسی شاخه ای از علوم انسانی است که هدف آن مطالعه سازمان یافته ابعاد نظری و عملی ترجمه است. واژه جدید «ترجمه شناسی» که از سال ۱۹۷۲ بر سر زبانها افتاد، برای نخستین بار توسط برایان هریس۲ کانادایی مطرح شد. به عقیده هریس، پیدایش چنین واژه ای به علت نیازی بود که به یک نام علمی برای زمینه پژوهشی تازه ای که در سالهای پس از جنگ توسعه زیادی پیدا کرده بود، احساس می شد.

نظریات پیرامون ترجمه در پایان قرن بیستم به طرز چشمگیری توسعه یافت. از نظر اومبرتو اکو۳ علت این پیشرفت سه چیز است: توسعه علم معناشناسی، طرح ترجمه مکانیکی ـ که علی رغم نواقصش باعث شده که بهتر ترجمه را درک کنیم ـ و نیز تعدد ترجمه ها به دلیل گسترش بازار کتاب.

معنی واژه «ترجمه شناسی» حتی در زیر خامه خالق آن نیز متفاوت و متغیر بوده است. ابتدا به معنی رویکردی زبانی نسبت به کار ترجمه مورد استفاده قرار گرفت. اما این تعریف به زودی از طرف پژوهندگان دیگری با دیدگاههای متفاوت رد شد. این واژه امروزه به معنی رویکردهایی اگر نه متناقض، دست کم متفاوت نسبت به عمل ترجمه است.

برخی از نویسندگان دوست دارند که از ترجمه شناسی به عنوان یک علم نام ببرند؛ علمی که روش کار خود را از زمینه های مطالعاتی مختلفی که ترجمه با آنها در ارتباط است ـ مانند نقد ادبی، ادبیات تطبیقی، زبانشناسی، تاریخ و فلسفه ـ به عاریت می گیرد. برخی نیز مانند آنری مشونیک به آن به دیده «فن» و «هنر» ترجمه می نگرند.

● پیشگامان ترجمه شناسی

۱) والتر بنیامین۵، رابط انسانیت

والتر بنیامین مترجم و متفکر یهودی الاصل آلمانی، به واسطه عمق و تازگی اندیشه هایش از پیشگامان ترجمه شناسی محسوب می شود. بنیامین همه عمر خود را صرف ارتباط کرد: ارتباط میان زبانها، فرهنگها و مکانها.

بنیامین متولد سال ۱۸۹۲ در برلین است. او که عاشق پاریس و فرهنگ فرانسوی است تابلوهای پاریسی بودلر را ترجمه می کند. با رد شدن تز دکترایش درباره «درام باروک در آلمان» و محروم شدن از حرفه دانشگاهی، برای کسب معاش، ناگزیر به کار ترجمه و نقد رو می آورد.

در سال ۱۹۲۸ دست به ترجمه «در جستجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست می زند. علاقه بنیامین به پروست که نسبت به او احساس قرابت شدیدی می کند، بی حد و حصر است. بنیامین علاوه بر پروست، کارهایی از بالزاک و بودلر را نیز به آلمانی برگردانده است.

والتر بنیامین در سال ۱۹۴۰ به هنگام فرار از نازیسم، در مرز فرانسه ـ اسپانیا اقدام به خودکشی می کند.

▪ دستاوردهای بنیامین در ترجمه

جای بسی شگفتی دارد که چرا بنیامین برای مترجمان و دنیای ترجمه تا این اندازه مهم است؟ چرا که اهم کارهای او صرف نقد ادبی شده است. دلیل اهمیت او به خاطر نشان دادن رابطه میان آفریدن و ترجمه است، و آن هم به دو طریق: ابتدا در زندگی اش؛ که طی آن کار ترجمه همواره بر دانش نقد او افزوده است. و در مرحلة بعد، به خاطر نوشته کوتاهی که در چند صفحه با نام «وظیفه مترجم» چاپ کرده است. او در این مقاله پیچیده، سعی در تشریح این مسئله دارد که چیز چیز باعث ترجمه پذیری یک متن می شود. از نظر وی، دلیل اینکه ترجمه می کنیم، حفظ و نگهداری متن اصلی نیست. ترجمه نباید عملکرد مقبره ای برای مردگان را داشته باشد.

در نتیجه، ترجمه نه برای ادای احترام است و نه برای نشان دادن تاریخ، زبان یا فرهنگ یک ملت. بلکه ترجمه مکانی است که انسانها می توانند در آن، از ورای فضا و زمان با هم گفتگو کنند. برای او، ترجمه همان الزام و زندگی اثر را دارد. در این زندگی هم خیانت وجود دارد و هم نقصان. اما خود این زندگی، آفریدگار گفتگو و کلام است.

بنیامین از مترجمان بزرگ آلمانی مانند لوتر، هولدرلین، فوس یا اشتفان گئورگه به این دلیل قدر دانی می کند که نه تنها آلمانیها را با دیگر فرهنگها آشنا کرده اند، بلکه زبان آلمانی را نیز غنی تر کرده و حد و مرزهای آن را بسط داده اند. بنابراین زبان مقصد، فقط یک زبان وفادار نیست؛ و قادر است به هنگام تماس با بیگانه تغییر ماهیت دهد.

۲) ژرژ موئن ۶ (۱۹۱۰ ـ ۱۹۹۲)

زبانشناس و معنا شناس فرانسوی که قسمت عمده آثارش درباره ترجمه است. مونن خالق دو مفهوم اساسی در ترجمه شناسی است:

▪ مفهوم «شیشه های شفاف و شیشه های رنگی»

شیشه های شفاف که از این جمله گوگول «به چنان شیشه شفافی مبدل شدن که گویی شیشه ای وجود ندارد» گرفته شده است، به آن دسته از ترجمه ها اطلاق می شود که در آنها اثری از زبان، زمان و یا تمدن زبان اصلی باقی نمانده است. خواننده در این گونه ترجمه ها کار مترجم و جابه جایی زبانی را از ورای شیشه کاملا ً شفاف آن تشخیص نمی دهد. ترجمه های مقصد محور، قومگرا و به عبارتی «زیبارویان بی وفا»، ترجمه هایی از این دست هستند.

اما شیشه های رنگی در نقطه مقابل شیشه های شفاف قرار دارند. یعنی ترجمه هایی که در آنها آثار زبان، زمان و تمدن زبان اصلی مشاهده می شود. خواننده به هنگام خواندن این قبیل ترجمه ها همواره به یاد دارد که در حال خواندن یک ترجمه است. واژه های منسوخ و گرته و عاریه در این نوع ترجمه به وفور یافت می شود.

▪ مفهوم «اعتراض پیش از داوری»

ژرژ مونن در کتاب «مشکلات نظری ترجمه»۷ با توجه به نظریه های جدید زبانشناسی مسئله امکان ترجمه را مطرح می کند. ژان ـ رنه لادمیرال۸ عبارت «اعتراض پیش از داوری» را از این کتاب مونن اقتباس و مطرح کرده است. این اصطلاح عاریتی از واژگان حقوقی، در ترجمه به این معنی است که مترجم پیش از اقدام به ترجمه یک اثر و یا نظریه پردازی درباره آن، درباره امکان ترجمه به قضاوت می نشیند و به عدم احتمال ترجمه رأی می دهد. بحث عدم امکان ترجمه موضوع تازه ای نیست و از سنت آگوستن، دانته، دوبله و ولتر گرفته تا ناباکف و جکبسون، همگی به آن پرداخته اند. اما مونن در مقاله ای تاریخی با عنوان «زیبارویان بی وفا»۹ رویه ای ستایش آمیز نسبت به امکان ترجمه پیش می گیرد. او همه برهانها و دلایلی را که در گذشته علیه ترجمه وجود داشته است دوباره مطرح و رد می کند و همه را در این جمله خلاصه می کند که: «ترجمه با اصل برابر نیست». سپس با جستجویی دقیق و موشکافانه در نظریه های جدید زبانشناسی به این نتیجه می رسد:

«به جای آنکه مانند مترجمان قدیمی بگوییم که ترجمه همیشه ممکن یا همیشه ناممکن، همیشه کامل یا همیشه ناقص است، امروزه زبانشناسی جدید ترجمه را به صورت عملیاتی تعریف می کند که توفیق آن نسبی، و سطوح ارتباطی به دست آمده آن متغیر است.»

۳) ژرژ استنر۱۰

او در سال ۱۹۲۹ در یک خانواده یهودی اتریشی که به پاریس مهاجرت کرده بود، به دنیا آمد. استنر استاد ادبیات تطبیقی، روزنامه نگار، مورخ عقاید، فیلسوف و رمان نویس است، و به سه زبان فرانسه، آلمانی و انگلیسی تسلط دارد. او در کتاب «پس از بابیل» رابطه میان زبان، نظریه های زبان و ترجمه را بررسی می کند. عنوان اصلی کتاب به خوبی بیانگر موضوع مورد بحث آن است: «پس از بابل، هنر گفتار و ترجمه». بخش نخست کتاب با عنوان «فهمیدن، ترجمه است» به این نکته اشاره دارد که خواندن هر متنی، نوعی تفسیر و ترجمه است. هر گونه ارتباط الگویی است برای ترجمه، برای انتقال معنا.

استنر در بخش چهارم کتاب با عنوان «توقعات نظریه»، بر نظریه های ترجمه در طول تاریخ متمرکز می شود و آنها را به چهار دسته تقسیم می کند:

▪ دوره سیسرون (قرن اول پیش از میلاد) تا هولدرلین (آغاز قرن نوزدهم): در این دوره تجزیه و تحلیل ها درباره ترجمه و نتایج به دست آمده، عینی است.

▪ نظریه و پژوهشهای هرمونوتیک: نظریه های ذهنی و زبانی بر نظریات ترجمه پیشی می گیرند (روش هرمونوتیک یعنی تجزیه و تحلیل درک یک گفتار. مباحث ترجمه در اینجا بیشتر رنگ فلسفی به خود می گیرد).

▪ جریان امروزی (که پس از کتاب «همت طلبی از سنت ژروم»۱۳ نوشته والری لاربو آغاز گردید).

▪ از آغاز دهه شصت تا کنون: کشف بنیامین و همچنین نفوذ هایدگر و گادامر باعث ایجاد نوعی متافیزیک ترجمه شده است.



ارسال دیدگاه:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت